خرید بک لینک
کتابشناسی توصیفی آثار حسین مسرّت (ش 88)این کتاب ها به ترتیب سال چاپ معرّفی می شود.صدای
گفتگوی پرگار با حسین مسرّت دربارۀ جایگاه خاکسپاری فرّخی یزدیعاطفۀ ابراهیمی شاعران و ادیبان هر شهر، شناسنامۀ آن شهر هستند. شناسنامهای که هویّت مردمان دور و دیرین آن شهر را نشان میدهند. پاسداشت این بزرگان نیز جزو کارنامۀ مدیران آن دیار است که تا چه اندازه توانستند این میراث را حفظ کنند. فرّخی یزدی، شاعر آزادیخواه یکی از همین بزرگان است که متأسفانه مزارش گم است. افزون بر این، بنای یادبودی که شایستۀ او باشد در یزد دیده نمیشود. این یعنی مدیران یزد، نگاه و دغدغۀ فرهنگی ندارند. با حسین مسرّت، ادیب، نسخهشناس و پژوهشگر در کارگاه یزد پژوهی (کاریز) او که مملو از ادب و تاریخ و عشق به یزد بود، دربارۀ جایگاه خاکسپاری فرّخی یزدی یزدی گفتگو کردیم و سخن ها به آرامگاه وحشی بافقی رسید. - به نظرتان هنگامی که بحثی از ادیبان و شاعران یزد میشود، همگی مصداق این عبارتِ «در وطن خویش غریب» نمیشوند؟، به ویژه در بارۀ فرّخی و وحشی، آیا به درستی در وطن خودشان غریب نیستند؟این ویژگی شهرستانهاست که بزرگان خود را برنمیتابند. نمونۀ امروزیاش یکی از بزرگان ادب کنونی ایران آقای دکتر یدالله جلالی پندری است. بارها آقای دکتر محمّدرضا شفیعی کدکنی از ایشان درخواست کردند و گفتند: به تهران بیایید، جایگاه شما در دانشگاه تهران است. دکتر جلالی یکی از برجستهترین شاگردان دکتر شفیعی کدکنی است. دارای کتاب ها و گفتارهای بسیار ارزنده و چهره ای علمی، فرزانه و شاخص در جامعۀ ادبی ایران . ولی در شهر خودش گمنام است. فقط بیشتر دانشگاهیها که با او درس داشتند و دارند او را میشناسند. هرچند خودش هم یک فروتنی دارد و خیلی خود را مطرح نمیکند. حدود 30-20 سال پیش گفته بودند: دکتر اسلامی ندوشن وقتی به تهران و پاریس رفت، چهرۀ جه

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 12:28

گفتگوی پرگار با حسین مسرّت دربارۀ جایگاه خاکسپاری فرّخی یزدیعاطفۀ ابراهیمی - شما خودتان چقدر حرف

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: يکشنبه 29 مرداد 1402 ساعت: 12:28

حسین مسرّتپالوده مُرواری= همان پالوده است که آن را به هنگام گرم بودن در تُرش بالا (آبکش) می ریختند و قطرات نشاسته مانند مروارید درون آب سرد می افتاد و سپس به همان ترتیب می خورند.پَرۀ زردآلو= برگۀ زردآلو.پرۀ سیب= برگۀ سیب.پرۀ شفتالو= برگۀ شفتالو.پَشمک = هرچند یک گونه از شیرینی یزدی است که از آرد، شکر، روغن و هِل درست می شود و به صورت رشته های نازک سفید رنگ است، ولی برخی بچه ها همراه خود می آوردند و با نان می خوردند. پنیرُک= مغز گیاهی به نام گل ختمی یا پنیرک که مانند پنیر است.پَه پَه = تهیّه شده از آرد و شکر و روغن که در تنور شیرینی سازی پخته شده و به اندازۀ دو ریالی بود و دیگر درست نمی شود.در تهران، قاقا لی لی می گفتند. تخم خشخاش= مغز گیاه خشخاش که بسیار ریز و سفید رنگ است و با شکر خورده می شد. تخم مرغ = به گونۀ آب پزشده همراه نان و نمک سفره راهی می شد.تخمۀ خیار = تخمۀ تفت داده شدۀ خربزه با نمک و گاهی زردچوبه. تخمۀ کاج= از گل گیاه مخروطی شکل کاج به دست می آید که در دبستان سعدی و مدرسۀ نمونه فراوان بود.تخمۀ کودو = تخمۀ تفت داده شدۀ کدو با نمک و گاهی زردچوبه.تخمۀ گلُک = تخمۀ تفت داده شده گل آفتاب گردان با نمک و گاهی زردچوبه.تخمۀ هندونه = تخمۀ تفت داده شدۀ هندوانه با نمک و گاهی زردچوبه.تَلف= از جوشاندۀ آب ترش شدۀ باقی مانده از کشک ( یا دوغ یا آب ماست ) و کمی آرد درست می شود و به رنگ های سفید ،سیاه و قهوه ای است. در تهران و دیگر جای ها بدان تَرف یا قره قوروت (قره قروت) گویند.تنه = مغز . مانند تنۀ بادام. تنۀ گردو و تنۀ زردآلو. گاهی هم به هستۀ میوه ها تنه می گویند. مانند: تنۀ شفتالو ، تنۀ آلبالو، تنۀ خرما. تنۀ بادوم= مغز بادام.تنه تلخُک= مغز تلخ تفته شدۀ شفتالو یا هلو با نمک.توت

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 0:46

حسین مسرّتسُماخ = سماق که ترش مزّه و به رنگ قرمز و قهوه ای و بیشتر برای روی کباب است، بچه ها به دلیل ترش بودن همراه خود می آوردند.. سنجِت = سنجد.سوروکک = یا نون سورُک . نوعی نان شیرینی با آرد سنگگ، آب، تخم پشنیز، خاکه قند یا شکر، نمک، مایۀ خمیر، زعفران یا زردچوبه که در روغن ارده سرخ می شود و با پشمک هم می خورند و برای خیرات است. زرتشتی های یزد بدان سیرُگ یا سیرو می گویند.سیبِ تُربتی = سیب گلاب که نوع ده بالایی آن بسیار تُرد ، خوشرنگ، خوشمزه و خوشبو بود.سیب سیاه = سیب ترشی که بچه ها از باغچه کنده و خام می خوردند. سیبُک = سیب آب پز شده که همراه با نان و نمک خورده می شد. سیب کلوخُک (کلوغُک) = یا کلوخُک . ابتدا هیزم را گرد آورده، سپس اتاقکی گنبدی شکل از کلوخ روی آن درست می شد. سپس هیزم ها را آتش زده و سیب زمینی را روی آتش می انداختند . پس از نیم ساعتی گنبد را روی آتش و سیب زمینی خراب کرده تا خوب سیب زمینی در درون خاک و آتش له شود . پس از نیم ساعتی سیب زمینی ها از درون خاک بیرون می آوردیم و پوست می کندیم و می خوردیم.شاتوت = شاه توت . توت سیاه درشت که پرآب و قرمز است.شاهدونه = بوداده شدن تخم شاهدانه در تابه همراه با افزودن نمک.شربتِ آلوبالو= شربتی که با پختن آلبالو ، کمی شکر و آب به دست می آید و برای رقیق شدن با آب سرد همراه می شود.شربتِ اُو لیمو = دارای آب و شکر و آب لیمو و یخ که به هنگام تولّد امامان شیعه ، مردم مذهبی یزد نذر می کردند و آن را سر گذرها و دم مسجد و حسینیّه درون تشت مسی ( سقاخانه) منقوش درست می کردند و به رهگذران می دادند. ما هم باید می گفتیم: نذرت قبول. فروش هم می رفت.شربتِ بالِنگو = تخم خیساندۀ بالنگو همراه با آب، شکر، گلاب و یخ که بسیار دلچسب بود.شربتِ خاکیجی = ش

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 0:46

حسین مسرّتلپو زردک = لبوی زردک. زردک پخته شده در آب که بیشتر با شلغم پخته می شد. لتیر = نانی که روی تابه (ساج) پخته می شد.همراه با سیاه دانه.لُرک= بیشتر دانش آموزان زرتشتی همراه خود می آوردند که نوعی آجیل یا خشکبار بود که در آیین خیرات و گهنبار داده می شود. هفت مغز لرک یا آجیل گهنبار شامل سه مغز آجیلی و نه خشکبار شامل پسته، بادام و گردو (از آجیل) و سنجد، کشمش، برگۀ هلو، انجیر و خرماست.لواشک = با مزّۀ ترش و شور است که از شیرهٔ غلیظ شده و قوامآمدهٔ میوههایی همچون آلوچه، زردآلو ،آلو، سیب، قیسی و مانند آن به دست می آید و همچون لواش آن را پهن و نازک میکنند تا خشک شود.ماسّینه = ماستینه. ماست چکیده ، ماست آب گرفته شدۀ درون کیسه با کمی نمک.همراه با نان خورده می شود.گاهی درون ماسّینه نعنا خشک هم می ریزند.ماقوت ، ماقوتُک = نشاستۀ گل پخته شدۀ ژله مانند با آب که بریده بریده نباشد و در زمستان، تنها با افزودن شیره و گلاب خورده می شود. اگر بریده باشد، پالوده می گویند.مَسکه = خامه. گاهی به کره ای هم که از زدن ماست به دست می آید، می گویند. ولی در یزد منظور از مَسکه همان خامه است.مُشتُک = ترکیبی است از نان خشک نرم شده با آب ، گردو ، پنیر ، پیاز و گاهی هم خیار سبز و زیره و سبزی خوردن که درون مُشت درست شده و به عنوان میان وعده هم مصرف می شود.برخی جاهای استان یزد بدان مُچلک هم می گویند. نوع دیگر مُشتک که در سوگواری می دهند با نان خشک ، روغن و خاک قند (یا شیرۀ خرما) درست می کنند.نبات = ترکیب آب و شکر و تخم مرغ .نوع مرغوب آن نبات پرده بود. نبات بی جوهر و جوهر دار هم است.نبات فوری = ترکیب آب و شکر بود که جوشانده می شد. با بلورهای ریز تر و سفید تر. نَخود بوداده = نخود خیسانده و بریان شده.نخودُ

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1402 ساعت: 0:46

حسین مسرّتفرهنگ خوراک یزد: الهۀ میرافضلی [سریزدی] ، دیباچه: حسین مسرّت، ویراستار: پیام شمس الدّینی، یزد: اندیشمندان یزد، 1402، خشتی، 431 ص، مصوّر، تمام رنگی ، نفیس. خوراک نیز هم چون دیگر موارد سنّتی و بومی که پیوند نزدیکی با آداب و آیین های هر منطقه دارد، ریشه در ویژگی های فرهنگی، جغرافیایی، اقلیمی ، آب وهوایی و زیست محیطی هر بوم و شهر و روستا دارد و می توان بنا به گفتۀ استاد محمّد کریم پیرنیا در بارۀ معماری بومی در بارۀ خوارکی های بومی نیز گفت که مواد و مصالح آن «بوم آورد» است؛ یعنی ریشه در همان بوم و بر دارد و جزء میراث فرهنگی هر منطقه است. از دیگر سو با توجّه به شرایط اجتماعی و اقتصادی خانواده ها حتّی گونۀ غذای اعیان و اشراف با طبقات متوسّط و فرودست نیز فرق می کرده است. با اینکه بسیاری از خوراکی ها و نوشیدنی ها و شیرینی ها در سراسر ایران کنونی و حتّی ایران بزرگ که زمانی از افغانستان تا تاجیکستان و ازبکستان و کرانۀ آمودریا و باکو و حتی بخش شرقی ترکیۀ کنونی را شامل می شده، همانند و یا تا اندازه ای به هم مانند است، امّا باز وجوهی وجود دارد که مثلاً کوفتۀ تبریزی را از کوفتۀ دیگر جای های ایران متمایز می کرده است ؛ به غیر از آن برخی خوراکی ها وجود دارد که نه تنها ویژۀ یک استان، بل حتی ویژۀ یک روستاست و در روستای کناری هم ساخته و پرداخته نمی شود.امّا ویژگی مشترک همه خوراکی های ایرانی به غیر از گونه گونی گسترده و خاص بودن (غیر تکراری)، خوشمزّه بودن آن نیز است که کسان و مسافران ایرانی و بیگانه را ترغیب می کند به هر شهری می روند از خوراکی ها و شیرینی های بومی آن نیز بهره ببرند. بگذریم از اینکه برخی خوراکی های ایرانی آوازه ای جهانی دارد.****کتابی که به تازگی چاپ و پخش شده و عنوان

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 20:59

کتابشناسی توصیفی آثار حسین مسرّت (ش 81)این کتاب ها به ترتیب سال چاپ معرّفی می شود.
یزد - حسین مسرت نویسنده و پژوهشگر تاریخ یزد، آئین نخلگردانی ماه محرم در یزد را دارای ویژگیهای خاصی دانست که آن را از سایر نقاط کشور متمایز میکند.سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): ماه محرم به عنوان ماه عزاداری سالار شهیدان است که به عنوان جریانی اثرگذار در تاریخ اسلام و تشیع به حساب میآید.در این ایام عزاداری سالار شهیدان در تمامی نقاط کشورمان برپاست و هر استان و شهر و منطقهای عزاداری خاص خود را دارد و به نوعی ارادت خود را به سالار شهیدان تقدیم میکند.یزد به عنوان شهر دارالعباده و حسینیه ایران نیز در تاریخ خود به خوبی این ارادت را نشان داده است به نحوی که عزاداری خاص یزدیها در کشور زبانزد است و هر ساله تعداد زیادی از گردشگران را به سمت خود کشانده است.سنتها و عزاداریهای خاصی که در این ایام در جای جای شهر یزد برگزار میشود و هر نقطه از شهر دارالعباده در سوگ عزاداری سالار شهیدان مینیشنند نشان از ارادت خاص مردم یزد به اهل بیت (ع) است.برگزاری مراسمهای سنتی مانند نخلبرداری، شدهبرداری، سفره حضرت رقیه (س)، جوش زنیهای خاص و... از جمله این عزاداریها است که توسط مردم انجام میشود.نخل گردانی یکی از این سنتها است که حسین مسرت نویسنده و پژوهشگر تاریخ یزد در این خصوص و تاریخچه نخلگردانی به ایبنا مطالبی را ارائه کرده است.مسرت بیان کرد: یکی از آیینهایی که بسیار در یزد رایج است و یزد را بدین وسیله نامآور کرده، آیین نخلگردانی است. البته در برخی شهرهای دیگر ایران هم ممکن است نخلگردانی باشد، چنانکه من در روستای کنجدجان گلپایگان هم نخل دیدم، امّا نخلگردانی در یزد یک ویژگیهایی دارد که در ایران برجسته شده است.وی ادامه داد: به همین تناسب در شهرها و روستاهای یزد هم آی

برچسب: نویسنده: نرگس محمودی تاريخ: شنبه 7 مرداد 1402 ساعت: 20:59